FANDOM


آشارا ده‌ها هزار سال قبل از جنگ اول شهبانوی کولدوری بود. او بطور فریبنده‌ای زیبا بود و مردمش به او عشق می‌ورزیدند. هبوط آشارا بعد از اغفال او توسط تیتان سیاه سارگراس (ارباب لژیون سوزان) شروع شد.بعد از شکست او از ملفاریون طوفان‌خشم و انبساط چشمه‌جاودانگی که او و بیشتر پاکزادانش را به اعماق دریا فرستاد، آشارا به امپراتریس ناژاتار (جد اولیه ناگاهای مار مانند) تغییر شکل پیدا کرد.

بیوگرافیویرایش

آشارا از نظر افراد زیادی زبیاترین الف شب بود و به سرعت به دوست داشتنی‌ترین ملکه‌ی تاریخ الف‌های شبانگاه تبدیل شد. او آنقدر نزد مردمش دوست داشتنی بود که پایتخت را به افتخار او "درخشش آشاراً (زین آزشاری)نامیدند. همه‌ی الف‌های شب به او عشق می‌ورزیدند ولی آشارا عشق خود را تنها به پاکزادان محدود کرده بود.

چشمه جاودانگی همواره به عنوان مرکزیت فرهنگ، تمدن و زندگی الف‌های شب شناخته می‌شد و نیروهای جادوئی آن بر زندگی تمام مردم تاثیر گزار بود. ولی عقده‌ی خود بزرگ بینی پاکزادان باعث شد آنها بیشتر و بیشتر در جادوی چشمه رسوخ کرده و سعی در بدست گیری آن بگیرند.

تا اینکه روزی مشاور اعظم ملکه ، لرد ژاویوس، به او گفت که با خدایی به بام سارگراس تماس برفرار کرده‌است. ژاویوس به ملکه کمک کرد تا با سارگراس ارتباط برقرار کند، در این ارتباط آشارا آرزوی خود را که پاکسازی جهان از نژادهای پست تر بود را بیان کرد. سارگراس ملکه را متقاعد کرد که دروازه‌ای را باز کند تا او و لژیون سوزانش به جهان آزروث وارد شوند، این اولین حمله‌ی لژیون به آزروث بود و به عنوان نبرد باستانیان شناخته می‌شود.

هزاران الف شبانگاه درحالیکه پاکزادان و آشارا به مرگ هم نوعان خود می‌خندیدند، سلاخی می‌شدند. خوشبختانه مقاومتی شکل گرفت که آشارا به آن توجهی نشان نداد. سارگراس سه اهریمن را برای اجرای اهدافش به ازروت فرستاد : آرکیماند آلوده کننده، منراث منهدم کننده و هاکار سلاخگر روح.هر سه انها لژیون را رهبری و آن را زیر نظر داشتند و سعی در جلوگیری مقاومت سه الف شبانگاه جوان مالفاریون استورم ریج کاهن، ایلیدان استورم ریج ساحر (برادر دو قلوی مالفاریون)و تیراند نجوای‌باد روحانی (عشق هر دو برادر)، داشتند. وقتی دروازه‌ی جهان دیگر تقریبا باز شده بود، نیروهای الف‌های شبانگاه و متحدین آنها از آینده (به نبرد باستانیان مراجعه کنید) برای نابودی آن اقدام کردند. مانوروث بخاطر عصبانیت از شکست به آشارا حمله کرد ولی متوجه شد که آشارا نیرویی در درون خود دارد که تنها سارگراس و آرکیماند قدرت برابری با آن را دارند با این حال آشارا وی را برای اشتباهش بخشید.

وقتی آب سیاه چشمه جاودانگی به داخل قصر سرازیر شد، آشارا سپر جادوئی ایجاد کرد که او را از غرق شدن نجات داد. در این زمان بود که نجوایی در سرش شنید : هنوز راه فراری هست ... تو می‌توانی بیشتر از آنچه همیشه بوده‌ای باشی ... بیشتر از همیشه ... ما می‌توانیم کمک کنیم ... ما می‌توانیم کمک کنیم ... تو می‌توانی بیشتر از آنچه همیشه بوده‌ای باشی ... و وقتی زمانش فرا برسد، برای چیزی که ما به تو بخشیده‌ایم ... تو به ما خدمت خواهی کرد ... " طلسم او درهم شکست ولی درحالی که شش‌هایش از آب چشمه پر می‌شد، غرق نشد، در عوض پر از خشم و نفرت شد و به هیولایی مملو از شرارت و بد ذاتی که همواره در اعماق وجودش قرار داشت تبدیل شد.

Azshara portal

شهبانو آشارا در حال باز کردن پورتال چشمه‌ی جاودانگی

Ad blocker interference detected!


Wikia is a free-to-use site that makes money from advertising. We have a modified experience for viewers using ad blockers

Wikia is not accessible if you’ve made further modifications. Remove the custom ad blocker rule(s) and the page will load as expected.

در اطراف شبکهٔ ویکیا

ویکی تصادفی